محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

284

خلد برين ( فارسى )

گفتار در بيان شمه‌اى از احوال امير خان تركمان كه مدبر امور ملك خراسان بود و وقايعى كه در ايام ايالت وى در آن ولايت روى نمود چون ساقى سپهر به ساغر سرشار ماه و مهر خواهد كه حوصلهء يكى از باده‌گساران بزم دولت را بيازمايد كليد ميكدهء اقتدار را در انجاح مرام و برآمد كام در دست روزگار وى دهد تا چندان كه دلخواه او باشد آن قفل بسته را به سر انگشت آرزوى خود گشوده بىهوشى و بىخبرى را به جهانيان نمايد . مصدق اين بيان ، صورت حال امير - خان تركمان پسر گلابى بيك بن امير بيك موصلوست كه پدرش از امراى سلطان يعقوب و جدش از مقربان درگاه حسن پادشاه بود ، و چون كوكب اقبالش در زمان ارتفاع آفتاب جاه و جلال پادشاه مرتضوى خصال روى به ذورهء كمال گذاشت و رايت بلند آوازگى به منصب ارجمند للگى شاهزادهء مظفر لوا طهماسب ميرزا و حكومت خراسان برافراشت در بدايت حال كه بادهء هوش‌رباى افزونى جاه و جلال ، خدمتش را از هوش نبرده بود ابواب عدالت و رعيت‌پرورى بر روى كافهء مردم خراسان گشود و قرب دو سال به حسن كفايت شيخ مجد الدين محمد كرمانى كه وزير مشار اليه بود مملكت خراسان روى به معمورى و آبادانى نهاده رعاياى متفرق جمع آمده داد عمارت و زراعت دادند و اكثر قرى و مزارع ، مزروع و آبادان گشت . و چون وقت آن آمد كه خان عدالت شعار به نشئهء بادهء هوش‌رباى ، عظمت و اقتدار بدمستى پيش گيرد نخست به اغواى بعضى از اقارب كه حكم عقارب دارند دست تصدى وزير صائب تدبير را از تكفل امور عدالت و رعيت‌پرورى كوتاه كرده وزارت خود را به خواجه ملا مير سمرقندى داد و خدمتش در مقام كفايت و كاردانى درآمده بر اغنيا و ارباب سامان به مصادره و تحميلات دست تعدى دراز كرد و